خرید بک لینک

همهی ما به یک دنیای مارکزی نیازمندیم. اگر با خیالهایی جادویی زندگی نکنیم حتماً حجم واقعیتهای چرک از ما موجودی غیر انسانی میسازد. شاید پشیمان باشیم( از رفتاری در گذشته)، شاید دلتنگ باشیم (دلتنگ کسی که برای ابد از دستش دادهایم)، شاید محتاج باشیم( چیزی در در زمان حال)، شاید هیچ کدام از اینها نباشد اما تنها باشیم، دنیای مارکزی دنیای واقعیتهای جادویی است، برساخته از همین حقیقتها اما در آن امید جاری است. امید ناگهان تبخیر شدن و به آسمان رفتن، امید حرکت سیال خون یک مرده بر روی زمین، امید مردن در سرزمینی که از آن خود ساختهایم.

در دنیای مارکزی نومیدی هم شکل نجات بخش خودش را دارد. اگرچه میتواند جهنمیتر از نومیدی دنیای خود ما باشد. اما دست کم دلیل منطقیتری دارد و در مجازات چیز فهمیدنیتر است.

دنیای مارکزی من، دنیای مارکزی تو، دنیای مارکزی عزیز هر کدام از ما، ناجی این صبحهای کسل، این لحظههای خموده، این خوابالودگی مکرر، راه فرار از این بروکراسی دائمی که درگیر آنیم، در جلسات اداری، در صفهای طویل، در میهمانیها، در شبگردیهای بیهدف، در اشک و لبخندها، در شکستهای بیپیروزی، آبی است برآتش هستی... مرا به حقیقت جادویی دنیای خیال ببرید... صبح به خیر ماکوندی من...

+ نوشته شده در شنبه بیستم خرداد ۱۳۹۶ساعت 8:2 توسط |

برچسب: نویسنده: حمید شاکری تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 11:03

صفحه بندی