خرید بک لینک

میگه فهمیدنِ مفهوم "نیستی" ما رو خود مختار میکنه؛ چه طوری؟ این طوری:

" دازاین آزاد و مشروط به پذیرفتن این است که وجودش، اساسِ بی اساسِ بیاساسیِ خودش است."

یعنی چی؟ یعنی این:

"دازاین ایستاده در نیستی است و بدین وسیله به قلمرو نیستی دست مییابد. از جمله به خویشتنِ خود به منزله ی - رو به مرگ بودن- "

یعنی وقتی دازاین در مواجهه با هستی خودش قرار میگیره، دچار تعالی میشه و دچار تعالی شدن باعث میشه که جهان رو اون طوری ببینه که هست، نه اون طوری که بهش تحمیل میشه و از آن رو به یه نوع آزادی دست پیدا میکنه که این نوع آزادی او رو خود مختار میکنه.

حالا اینا رو گی گفته؟ هایدگر

منظورش از دازاین چی بوده؟ یعنی آنجا بودن... ( ولی من میگم یعنی من و تو وقتی که هستیم )

کلاً همهی این مبحث از یه چیزی نتیجه میگیره، و اون اینه که دازاین ایستاده در نیستی است؛ و چون ایستاده در نیستی است، همه ی " هست ها" را در بستر نیستی میبینه، و از این طریق در بستر خود هستی... و این جوری میشه که دازاین در رابطه با نیستی احساس آزادی میکنه و همین آزادیه بهش خود مختاری میده!

واسلام!... فهمیدی؟؟ به من چه! تقصیر آقای هایدگره و مقالهی " مرگ و مابعدالطبیعه" و ترجمهی جناب حنایی کاشانی... و تقصیر تو!!!!! تو که معلوم نیست رو سر کدوم قلهی بلند یا کوتاهِ بی من، داری به چیِ بودن فکر میکنه، که دستِ من توی پوست گردوی فکر کردن به نبودن، این جوری بند نبودن تو باشه:))

برچسب: نویسنده: حمید شاکری تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 15:40

صفحه بندی