خرید بک لینک
الف: غمگينم! فكر نمي كردم ازدواج خواهر كوچيكه همچين تاثيري روي من بذاره، انگار كه جاي پاي خالي يك جور حضور يا قد كشيدن كسي كه تا حد زيادي رابطه ي من براش مادرانه بوده داره استخون هام و خرد مي كنه
ب: غمگينم! حرف هايي هست كه دلم مي خواد بزنمشون، اما مخاطبم اونها رو نمي فهمه، به اندازه ي تمام نفهمي مخاطبم كه من رو به سكوت وادار مي كنه غمگينم
ج: غمگينم! به اندازه ي تمام امكاني كه وجود داشت تا من مادر كودكي باشم كه امسال به مدرسه برود
د: غمگينم! به اندازه ي تمام غمي كه از اشتباهات من بر دوش نزديكانم خواهد نشست
ه: غمگينم! به اندازه ي دوري آغوشي كه مي شد همين حالا و همين لحظه من رو تنگ در خودش در بر بگيره كه بقيه غم ها رو به فراموشي بسپارم
و: غمگينم! به اندازه ي بغضي كه چنديدن روزه منتظر اشك شدن در تمام تنم حركت مي كنه
ز: غمگينم! به اندازه ي يك دهه شكست پياپي...

برچسب: نویسنده: حمید شاکری تاريخ: دوشنبه 5 مهر 1395 ساعت: 18:44

صفحه بندی