چه سالِ کدام قرنِ کدام سیاره؟
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 15:40
خواب، دورِ گردی چشمهایم قدم رو میکند؛ هی پاهایش را پس میکشم و هی با همان چمکههای سربازی درشت لگد کوب میکند این بیداریِ وامانده را... روز با ثانیههای تنبل داغ، بیحضوریِ آقای رئیس توی اتاق را کرخت و تنبل خمیازه میکشد. صبح، وقتی که چشمهایم را باز کردم از میانهی همهu200du200eی دیالوگهای تمام و ناتمام ای...
ارادهی معطوف به رنج!!
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 15:40
برای هیچ کاری معنایی نیست مگر آن کار که لذتی در پیداشته باشد. به مطلق انگاری جملهام واقفم، هیچ و همه! هرگز به جمله های هیچ و همهدار نمیشود اعتماد کرد اما گهگداری هم آدم نیاز دارد که بپندارد برداشتش از زندگی شامل مطلق انگاریها هم میشود. اما من اگر بخواهم از جملهی خود ایرادی بگیرم نه از آن بخش تمامیت ...
خود شیرفهم سازی
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 15:40
میگه فهمیدنِ مفهوم "نیستی" ما رو خود مختار میکنه؛ چه طوری؟ این طوری: " دازاین آزاد و مشروط به پذیرفتن این است که وجودش، اساسِ بی اساسِ بیاساسیِ خودش است." یعنی چی؟ یعنی این: "دازاین ایستاده در نیستی است و بدین وسیله به قلمرو نیستی دست مییابد. از جمله به خویشتنِ خود به منزله ی - رو به مرگ بودن- " یعن...
زندان من
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 15:40
لحظهای درنگ کردم؛ همیشه باید لحظهای درنگ کنیم حتی وقتی که در اوج شتاب هستیم و درنگی ممکن نباشد باید در ذهن، باید در خیال و در فکر، لحظهای درنگ کرد، لحظهای کوتاه و اندکی تامل؛ حتی اگر وحشت کنیم، و من وحشت کردم؛ دستهایم را گذاشتم کنار پنجره و صورتم انعکاس نور را از پشت پنجره، بیرون از من، آنجا، آنجا ک...